سالی که گذشت

سالی که گذشت با مفاهیم شیطنت و فضولی بیشتر آشنا شدم


kayzad کی‌زاد با نمایشی از شیطنت. ماهی بازی. نمادی دیگر از شیطنت


مسافرت‌های مختلف رفتیم. تهران. شمال. حتی سرخس.


با مفهوم کار کردن و تلاش آشنا شدم

با مفهوم رنگ‌ها هم بیشتر آشنا شدم. فهمیدم که دنیا پر از رنگه. می‌تونه زیبا باشه.

فهمیدم بجز آب بازی،‌ بازی‌های دیگه‌ای هم هستن. مثل تاب بازی. بابایی برام تاب خرید.

فهمیدم اگه برگ‌های سبز رو بکنیم، گیاه آسیب می‌بینه ولی ریشه گیاه که زنده است و زایا،‌زیر زمین و مخفیه.

با مفهوم همدلی آشنا شدم.

کیزاد و آراد و بازیهای دوستانه. سرزمین عجایب


بابایی برای تولدم سایت kayzad.ir‌ رو خرید. ولی گفت تولد فقط بزرگ شدن به سن نیست. تولد با تحول و بزرگ شدن روح باید همراه باشه.

فهمیدم خواب یعنی چی. ولی فهمیدم میشه دراز کشید ولی نخوابید.

فهمیدم زمستون هم تموم میشه. با همه سرما و یخبندانش.

بابایی، عید کمر درد شده بود. الان بهتره. بابایی ورزش یادت نره.

بابایی امسال اسفند،‌ پایان نامه درسیش رو دفاع کرد. هنوز نمره اش رو نمیدونه. ولی امیدواره که خیلی خوب شده باشه. در ضمن توی یک همایش، سخنران برتر شد و یه لپ تاپ جایزه گرفت. راستی نمایشگاه عکس هم شرکت کرد. دو تا از عکسهای بابایی هم توی نمایشگاه بود.

علی رفت مالزی. دلمون براش تنگ شده.

اسفند بالاخره منو از شیر گرفتن. البته شیر گاو میخورما.

چهار شنبه سوری اصلا خوش نگذشت. با مفاهیم نفرت و سنگ‌دلی آشنا شدم.

راستی امسال خبر خوشی داشتیم که به امید خدا،‌ تا شهریور سال آینده عمو بهروز هم بابا میشه. مبارکه.

کیزاد. کی زاد