اول از کسایی که تولدم رو تبریک گفتن تشکر میکنم. دیروز تولدم بود و با مامان جون و بابایی رفتیم آتلیهی یکی از دوستای بابایی و چند تا عکس گرفتیم. احتمالا عکسها چند وقت دیگه آماده بشن. در ضمن قراره تولدم رو هفته دیگه بگیریم. توی تعطیلیها. دیشب بعد از اینکه حدود ۲ ساعت عکس گرفتنا طول کشید، رفتیم پارک مجاور خونه دایی رضا. با اینکه خیلی خسته بودم ولی حدود یک ساعت اونجا بازی کردم. یکبار هم بابایی از دور دید که زدم توی گوش یه پسری. طفلکی. یکی دو بار هم از بس خسته بودم؛ همونجا بالای سرسرهها دراز کشیدم ولی باز هم کم نیووردم.
و اما داستان این دفعه از این قراره:
کیزاد یه روز یه هنرمندی رو دید که خیلی معروف بود و همه دوستش داشتن.
همه میومدن و ازش امضا میگرفتن و مرتب ازش عکس میگرفتن. اون هم هی فیگور میگرفت.
البته یه کار بدی هم میکرد. اینکه آخر شب میومد خونه و یه جورایی میشد.
کیزاد تصمیم گرفت که یه هنرمند معروف بشه ولی با این تفاوت که همه کارهای اون آقای معروف رو اجرا نکنه. یعنی یه تغییراتی بده. مثلا شبا زود بیاد خونه. خوب برای معروف شدن به فکرش رسید که بره هنرمند بشه و نقاشی یکی از هنرهای مورد علاقهی اون بود.
ولی گویا نقاشی هنری نبود که اون میخواست. بعد یه فکر دیگه کرد. آیا حتما باید یه کار هنری رو انتخاب میکرد؟ آیا یه کار دیگه نمیشد بکنه؟
چرا. تصمیم گرفت کاری علمی بکنه. اینجوری بود که رفت و شروع کرد به تحقیق. البته از بابایی هم کمک گرفت. حتی لباس بچگی بابایی رو هم پوشید. توی تصویر زیر لباس بابایی مربوط به ۳۶ سال قبل رو میبینین.
بعد از تحقیق و مطالعه و کارهای علمی، آنچه بدست اورده بود رو با دیگران به اشتراک گذاشت. در کنفرانسهای علمی زیادی شرکت کرد و برای همه سخنرانی کرد. اینجوری بود که اون هم معروف و محبوب شد.
فهمید که برای محبوب بودن لازم نیست هنرمند و یا هنرپیشه بود. میشه دانشمند بود. میشه ورزشکار بود. میشه خواننده بود. میشه خیلی کارها بود و مهم اینه که مردمی بود.







چه لذتی داره آدم لباسش رو تن بچه اش ببینه
موفق باشی دانشمند هنر مند خوشگل ۲ ساله
قربون فیگورت برم


ازوقتی عکسهاتو دیدم دلم برات ضعف کرد دلم برای بوسات وفافا گفتنت تنگ شده
بی صبرانه منتظراخرهفتم که ببینمت دایی جونم خیلی خیلی دلش برات تنگ شده
لباس مردونه خیلی بهت میاد جیگرمن
تولدت مبارک کیزاد جان امیدوارم در جشن تولدت حسابی بهت خوش بگذره
سلام عزیزززززززززززم . تولدت مبارک . ایشالا ۱۲۰ ساله بشی .عزیززززززززززززززززززم
عکساتم که همه عسل و جیگررررررررر . قربون اون کت و شلوار و کراوتت عسیسسسسم
سلام
تولدت مبارک
چقدر بزرگ شدی یکدفعه.
خوش به حالت جشن تولد داری
منم دلم میخواد.
عکساشو برامون بذار
خوش بگذره.
حسابی برقص و شادی کن
تنت سلامت تا ۱۲۰ سال.
تولدت مبارک:**
دانشمند کوچولو
ای جانم
ماشا ا…… چقدر بزرگ و مرد شده این پسر
قربونت برم کیزاد جووووووووووووووووووووووووووووون
سلام پسر ناز و مهربون
تولدت مبارک
روز مادر و روز پدر هم بر مادر و پدر گرامی مبارک