همدل

هفته گذشته خیلی سرمون شلوغ بود. عمو فرزاد و پسر عمو آراد جون و نازی جون (زن عمو) اومده بودن. ما هم میرفتیم خونه مادر جون و پدر جون که اونها رو ببینیم. عمو بهروز و ملیحه جون و عمه بهناز جون هم بودند. یه روز هم رفتیم اون بالا بالاهای طرقبه. ۲۰ کیلومتر بالاتر. یه روز هم که تولد عمو بهروز بود خیلی خوش گذشت. تازه عروسی آرش هم بود. (پسر خاله بابایی) اون هم خیلی خوش گذشت. من خیلی آقا بودم و اصلا بابایی رو اذیت نکردم. یه شب هم فست فود. و خلاصه اینکه خیلی خوب بود.

و اما داستان پهلوون.

یه روز به پهلوون خبر رسید که پایه های میز خراب شده و همین روزهاست که بریزه. چیکار میشد کرد؟ راه دور بود و امکانات کم. سدهای بسیاری هم در مسیر بود.  غصه مشکلات بینهایت در راه اون رو آزار می‌داد. با خودش فکر می‌کرد اگه اسیر بشه چه کسی راه اون رو ادامه می‌ده؟

کیزاد زیر یه میز کوچیک مخفی شده. Kayzad hidden under the little table

چه کسی پایه میز رو درست می‌کنه؟

پهلوون تنها بود و غمگین. رخش رو صدا کرد. سوار شد ولی سر بر بالین عزلت گذاشته بود.

کیزاد بر روی تاب خوابیده است. kayzad sleep on swing

ناگهان خبر آمد، خبری در راه است. پسر عمو آراد عزیز اومده بود. همچون فرشته نجاتی از آسمان.

آراد (پسر عمو) در حال پریدن از روی پشتیها Arad jump on backrests

و دوباره امیدواری بود که همه جا پر می‌کشید. دیگه وقت رفتن بود. هر دو شال و کلاه کردن. ترس رو جا گذاشتن و شروع کردن به حرکت. از همه وسایل هم برای حرکت به سوی هدف استفاده کردن.

آراد، کیزاد را در سواری با ماشین اسباب بازی کمک میکند. .Arad helps Kayzad to toy the car toy

از راه‌های پر پیچ و خم ناکجا آبادها گذشتن.

از تنگ‌راه‌های اهریمنی گذر کردن.

کیزاد زیر میز بازی میکند. Kayzad is playing under the table


و در آخرین گام،  سد قرمزی که در مقابل پله‌های پیشرفت قرار داشت رو پشت سر گذاشتن.

حتی پشتی هم جلودار کیزاد نیست. The backrest can't stop Kayzad.


و دل قوی دار سحر نزدیک است. بالاخره هدف شناسایی شد. و پهلوون تونست پایه‌های آسیب دیده میز رو تعمیر کنه.

کیزاد میخی را داخل سوراخ میز فرو میکند. Kayzad nails the hole of the table 


و عملیات متحورانه دیگری به پایان می‌رسه. ولی این بار پهلوون تنها نبود و کمک پسرعمو آراد هم بود. در حقیقت اگه همدلی و کمک اون نبود نتیجه‌ای حاصل نمی‌شد. پس پهلوون برای تشکر آراد رو بوسید.

کیزاد در حال بوسیدن پسر عمو آراد. Kayzad kissed Arad

 

شما هم به رایگان و به راحتی ما را از طریق فید دنبال کنید.

اگر نمیدانید فید یا خوراک چیست؛ این راهنما را از دست ندهید.


۱۹ جواب برای “همدل”

  1. :smily20 :smily20 :smily20
    عالی بود :smily15 روحیمون تازه شد :rose:

  2. راستی:
    اولاً قالب جدید سایت مبارک باشه :rose: خیلی قشنگه این دکوراسیون جدید :smily36
    بابت عکس هم چشم،ایمیل کنم براتون؟
    امروز که توی وبلاگ یه جشن تولد داریم و باید برم به کارهام برسم :smily64 تو اولین فرصت اینکار رو انجام میدم و از لطفتون هم بینهایت ممنونم :rose:
    شما هم دوست داشتیدتشریف بیارید تولد
    :smily74

  3. ای قربون اون پهلوون نازنین و خوشگل که هزارماشاالله مردی شده برای خودش. زنده باشی الهی پهلوون کی زاد. راستی شما هم اینو دیدید؟ من اون موقع که وبلاگتون مشکل داشت سرچ کردم و دیدمش.

  4. http://blog.kayzad.com/fa/ منظورم این بود.

    پاسخ: آره. ایشون کیزاد جعفری هستن. تنها کیزاد دیگه ای که توی ایران (از طریق اینترنت) پیدا کردم. ایشون هم حدود ۳۵ سال قبل که میخواستن اسم بذارن دچار مشکل شده بودن. البته پدرشون. ولی اون موقع به سختی این چند سال اخیر نبوده. البته با تلاشی که باباییم انجام داد، الان دیگه این اسم مجاز محسوب میشه :smily20

  5. سلام . بابت راهنماییتون برای وی ویو ممنونم و خوشحالم با سایتتون آشنا شدم . کودک شیرینی دارین . امیدوارم طعمش تو لحظه لحظه های زندگیتون جاری باشه .
    تو پیونداتون وبلاگ دنیای کودک تبریز رو دیدم . جای خونه ی ماست . تبریز هستید ؟!

    پاسخ: نه مشهد هستیم. البته با این وبلاگ خوب از خیلی وقت آشنا بودم. یک بار هم ایشون لطف کردن و عکس وبلاگمو توی صفحات مجله و نیز وبلاگشون گذاشته بودن. مطالب بدرد بخوری داره.

  6. جدی میگین ؟؟! چه جالب ! می خواستم اگه تبریزی بودید بگم من نیستم چون خودم هم مشهدی هستم اما خونه مون تقریبا تبریزه ! البته من دانشجوی شمالم ! یعنی میشه گفت دو رگه تبریزی و مشهدی هستم!(چه شود ) ۳ سال اخیر رو تبریز زندگی کردم و تا قبلش مشهد . بچه فرامرز عباسی . پس همشهری هستیم !! بیشتر خوشحال شدم

  7. در مورد دنیای کودک هم ، دو فروشنده جوان داره که فوق العاده خوش اخلاق و مهربون هستن . برخوردشون قابل تحسینه و خیلی هم بچه دوستن . من خریدام رو از اونجا می کردم و گاهی می کنم.امیدوارم از نزدیک ملاقاتشون کنید

  8. من ایمیل باباییتو ندام کیزاد جون :گریه:

  9. خسته نباشی پهلوون :*

  10. سلام کیزاد جونم . فکر کنم هیچ جای ناشناخته ای نباشه که تو کشفش نکرده باشی
    امان از دست تو پسمل شیطون بلا

  11. سلام کیزاد جون قربونت بشم چقدر ملوسی کی بشه بزرگ بشی مامان جونت برات زن بگیر پهلوون خیلی داستان قشنگی بود دست بابا جون درد نکنه

  12. سلام عزیزم.دلم برات یه ریزه شده.کی می آیی خونمون؟پایه های میز ما هم خراب شده ها!! بیا اینجا با آراد درستشون کن. :love: :love:

  13. جونم چه پهلوان خوشگلی!

  14. قربون این اوستا کار ملوس برم

  15. سلام کیزاد جون من مامان امیرعلیم عزیزم اینم عکس امیر
    کدشو برات گذاشتم

  16. من فدای اون مچ پات بشم ! قربون اون مو های فرفری برام . عزیز دلم . بابایی، ممنون برای این سرویسه فینگلیش . کار من رو خیلی راحت کردی. حالا بیشتر میتونم قربون صدقه برام .
    جواب: خواهش میکنم. لطف داری خاله شقایق.

  17. سلام
    من نمی تونم فید درست کنم ، خنگم !
    تازه مگه شما ننوشتید که مثلاً : در قسمت شماره ۲میتونین سایتهای دیگه رو اضافه کنین و غیره .
    جواب: پاسخ از طریق ایمیل ارسال شد.

  18. خوشم میاد که سرعت عملت بالاست کیزاد جان برای بابایی و مامانی هم بد نیست تند تند تجهیزات نو می خرن :نیشخند: موس جدید مبارک :چشمک:
    راستی من عکسو یادم نرفته ها ایمیلی از شما ندارم :rose:

  19. ازطرف مامانی به کیزاد جون مامانی میگه قربونت بشم جیگر منی خیلی نازی فدات شم خیلی دوست دارم دایی رسولم میگه منم همه اونایی که مامانی میگه زندایی هم میگه جیگر داییتو که انقدر بانمکه خیلی دوست داریم همه با هم می بوسیمت

نظر بگذارید

:LOOL: :bee: :تعظیم: :دست زدن: :خندیدن: more »